تبليغاتX
عیسی مسیح
عیسی مسیح
عیسی مسیح را بشناسیم
عیسی مسیح
خانه | آرشيو | ايميل


بادرود
این وبلاگ فقط بخاطره شناخت بیشتر عیسی مسیح درست شده است
تقاضای من از شما عزیزان اینست که با دادن نظر من را در شناخت بهتر عیسی مسیح یاری کنید
دردستان پر مهر عیسی مسیح همیشه پایدار باشید

امکانات و ابزارها


JavaScript Codes JavaScript Codes

JavaScript Codes
نوشته هاي پيشين
لينکدوني
تلويزيون مسيحيان فارسی زبان(sat7pars)
نوری در تاریکی
عیسای مسیح خداوند است
وطن پرنده پر در خون(برادر نازنینم امیر حسین)
پادشاهی خداوندعیسی مسیح
کشیش حمید(پیام آرامش)
شبان رضا صفا(شبکه جهانی نجات)
تولدی تازه(خواهر نازنینم نینا)
مسيحی شدن و يافتن نجات و حيات جاودانی(رادیومژده)
شبکه محبت
سيماي مسيحيان ايراني(sama tv)
سایت جویس مایر
موزیکهای پرستشی
راه، راستی و حیات(برادر نازنینم منصور)
عیسی نجات دهنده عالم
مسیح(دوست خوبم یافا)
داستان های کوتاه آموزنده از نویسندگان جهان
قالب های مسیحی
به دل می سپارم تو را همیشه(خواهر نازنینم مهتاب)
عکس،آهنگ،قالب،اس ام اس
مسیح و مسیحیت
حس میکنم دیگه دوسم نداری(طلیعه عزیز)
ما همچون دو دریچه رو به روی هم(خواهر مهتاب عزیز)
مسیحیت عمیق
یرم جای من اینجا نیست(کیانا عزیز)
عیسی آسمانی(خادم مسیح)
کلمه حیات(برادر شهرام عزیز)
فردا روزی که می آید(برادر عبدالرضا گل)
خدا محبت است
اميدي براي نجات
كليساي مسيح
بنام آنکه در جان آدمی روح بخشید(امین گل)
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
شاه شاهان بالا که هستی جلال هللویا

 

به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان، در نخستین ساعات بعد از ظهر روز چهارشنبه مورخه ۲۷ آبانماه ۱۳۸۸(در ساعت ۱۵:۰۰ به وقت تهران) درهای زندان اوین به روی جمعیت هیجان زدۀ خارج از زندان گشوده شد و مریم رستم پور و مرضیه امیری زاده پس از ۲۵۹ روز حبس آزاد شدند.

دنیای مسیحیت نزدیك به ۹ ماه  مشغول دعا و شفاعت برای این زندانیان مسیحی بود. دیدن این همبستگی و اتحاد، محبت و دعای هزاران کلیسا و سازمان و خبرگزاریهای مسیحی در سراسر دنیا در تمام سطوح برای ایرانیان مسیحی در تلاش برای آزادی این عزیزان بسیار امید بخش و دلگرم کننده بود.

بسیاری از سازمانهای مدافع حقوق بشر، ایمانداران مسیحی و كلیساها در غرب برای آزادی "مریم و مرضیه" چه از نظر سیاسی و چه مذهبی با ارسال درخواست و طومارهایی برای مقامات و مسئولان حكومت ایران خواستار آزادی این دو هموطن مسیحی شدند.

ایمان تزلزل ناپذیر این دو دختر مسیحی ایرانی که بخاطر گرویدن به مسیحیت از اسلام با  ارتداد و یا دست کم حبس ابد روبرو بودند، برای صدها هزار ایماندار ایرانی که همچون ایشان آزادی خود را بخاطر پیروی از محبت ی که در ایمان به مسیح بدست آورده اند به مخاطره انداخته اند مایۀ بسی دلگرمی و قوت قلب بوده است.

این دو شهروند مسیحی به آزادی که مولفه های آن همچنان در بند اسیر است قدم نهادند. این در حالی است كه اكنون آنان  بسیار نحیف و رنجیده و در شرایط بد جسمی  بسر میبرند که بخاطر عدم رسیدگی پزشک در زندان میباشد.

به گزارش fcnn ، سازمان ایلام که این خبر را منتشر نمود به نقل از کشیش سام یقنظر گفت: "مریم و مرضیه" الهام بخش همۀ ما شدند. عشق آنها به خداوند عیسی و وفاداریشان به خدا شهادت بسیار متحیرکننده ای است.

وی افزود: "با اینکه در زندان سلامت جسمانی آنان بسیار صدمه دیده است، لیکن همانطور که از ایشان انتظار میرفت امانتدار خوب خداوند بودند و در این راه  درحضور خداوند شاد و خرسند هستند."

بنابر اظهارات ایلام: " و بر طبق گزارشها، علیرغم فشارهای وارده از سوی مقامات در طول جلسات سخت بازجویی و دادگاهی، این دو شهروند مسیحی از انكار ایمان خود سرباز زده اند.

مریم و مرضیه پس از آزادی از زندان بسیار کوتاه اعلام کردند: " کلمات قادر به بیان تشکراتمان از خداوند و ایماندارن مسیحی که برای آزادی مان در دعا و فعالیت بودند نیست.


[ ]
+
ایمان به فرزند خدا عیسی مسیح
ما می دانیم که عیسی فرزند خداست . زیرا خدا دوبار این حقیقت را از آسمان اعلام فرمود . یک بار به هنگام تعمید او . ویک بار نیز مدتی پیش از آنکه با مرگ روبرو شود .پس نه فقط به هنگام تعمیدش بلکه مدتی پیش از مرگش نیز خدا از آسمان سخن گفت .روح خدا نیز که مظهر راستی است این حقیقت را تایید می کند که عیسی فرزند خداست . پس سه شاهد تائید می کنند که عیسی فرزند خداست : ۱- صدای روح خدا در قلب ما ۲- صدای آسمانی به هنگام تعمید عیسی ۳- وهمان صدا مدتی پیش از مرگ او  این سه صدا همان یک سخن را می گویند که عیسی مسیح فرزند خداست . در دادگاه وقتی کسی شهادتی می دهد  همه آن را باور می کنیم . حال خدا به این وسیله شهادت می دهد که عیسی فرزندش می باشد پس چقدر بیشتر باید شهادت خدا را بپذیریم همه آنانی که به این حقیقت ایمان می آورند در قلب خود به درستی آن پی می برند اما اگر کسی به این حقیقت ایمان نیاورد در واقع خدا را دروغگو شمرده است .زیرا شهادت خدا را درباره فرزندش دروغ پنداشته است .

انجیل اول یوحنا باب ۵ آیه ۶- ۱۰


[ ]
+
ایمان زنده

ايمان يك وسيله اي است كه ما را به خدا مي رساند ولي انسان بايد بداند چه نوع ايماني داشته باشد.

در بسياري از مذهب ها اعتقاد مردم اين است كه براي نجات داشتن بايد انسان ايمان داشته باشد كه خدا واحد است ولي از نظر كتاب مقدس امان اين نيست كه بگوييد خدا واحد است،چون در انجيل يعقوب2_19 آمده است كه:تو ايمانداري كه خدا واحد است\بسيار خوب ديوها هم ايمان دارند و از ترس بر خود مي لرزند.مي فهميم كه اين اعتقادي كه در بسياري از مذهب ها وجود دارد از نظر انجيل يك ايمان حقيقي نيست چون ديوها آنقدر ايمانشان در اين مورد زياد است كه بر خود مي لرزند.پس انسان بايد يك ايمان حقيقي و زنده باشد و ايمان انسان با عمل همراه باشد در يعقوب2_14تا17 مي خوانيم:اي دوستان چه فايده دارد اگر كسي بگويد:من ايمان دارم ولي عمل او اين را ثابت نكند ،آيا ايمانش مي تواند او را نجات بخشد پس اگر برادر يا خواهري كه برهنه ومحتاج غذاي روزانه خود باشد و يكي از شما بگويد:بسلامت برويد و گرم وسير شويد.چه چيزي عايد شما مي شود؟هيچ،مگر اينكه احتياجات مادي آنها را برآوريد.همين طور ايماني كه با عمل همراه نباشد،مرده است.عزيزان در اين قسمت مي خوانيم كه انسان بايد ايمانش همراه با عمل باشد نه مانند فريسيان كه فقط اعمال مذهبي را در مقابل مردم انجام دهند و  انسان يك ايمان زنده داشته باشد.روميان1_17 مي فرمايد:زيراانجيل نشان كه خدا چگونه آدميان را كاملا نيك مي شمارد و اين پايه ايمان و بر ايمان بنا شده است چنانكه كتاب مقدس مي فرمايد:شخص نيكو بوسيله ي  ايمان زندگي خواهد كرد.در اين قسمت هم مي خوانيم كه انسان بايد با ايمان زندگي كند و ايمان او در عملكرد او مشخص باشد و با ايمان زندگي كند نه اينكه ايمان او در يك زمان مشخص باشد و براي يك عملكرد باشد يا در مواقع مشكلات انسان با آن ايمان زندگي كند.در دوم قرنتيان5_7مي فرمايد:راهنماي ما در زندگي ما بايد ايمان ماست نه آنچه مي  بينيم.در اين قسمت هم ميفهميم كه انسان درهمه مراحل زندگي

بايد با ايمان رفتار كندجه درمواقع سختي وچه درمواقع شادي وراهنماي او ايمان او باشد نه عقل او باشد براي مثال اگر شخصي مريض باشد پس از دعا كردن براي شفا اگر ايمان حقيقي داشته باشد مي گويد من شفا پيدا كردم وبه حال كنوني خويش توجه ندارد ولي اگر ايمان نداشته باشد ميگويد خدا جواب دعاي من را نداده است ومن هنوز شفا نيافته ام وبر اساس حال كنوني خود وعقل خود سخن ميگويد نه بر اساس ايمان خود.در عبرانيان 11_3 مي خوانيم از راه ايمان ما پي مي بريم كه كاينات چگونه با كلام خدا خلقت يافت بطوري كه آنجه ديدني است از آنچه ناديدني است بوجود آمد.در اين قسمت از انجيل هم مي خوانيم كه كسي كه ايمان داشته باشد درك مي كند كه چگونه جهان بوجود آمده است و با اين درك تمام اسرار خداوند را در مي يابد.همچنين در مرقس 11_23و روميان4_19تا23 بعضي ديگر از كارهاي ايمان حقيقي و زنده را مي بينيم.به اميد روزي كه همه انسان ها با ايمان راه روند.


[ ]
+
برنادت سوبیرو

برنادت سوبیرو (به فرانسوی: Marie-Bernarde Soubiroux) در ژانویه ۱۸۴۴ ـ ۱۲۲۳ ه.ش ـ در روستای لورد در جنوب فرانسه به دنیا آمد. او بزرگترین فرزند خانواده ۷ نفره و فقیر خود بود. او مدعی شد بانویی مقدس را می‌بیند و با او گفتگو می‌كند .عده‌ای به او ایمان آورده و عده‌ای دیگر او را دروغگو خواندند ولی حرف‌های برنادت كه از طرف آن بانوی مقدس ( احتمالا مریم مقدس) بیان می‌كرد و به همه مردم روی زمین پیامهای خوب زیستن را ابلاغ می‌نمود. پدر او آسیاب آبی را اداره می‌کرد که در کنار یک جوی آب زلال بود که آبش سرانجام به درون رودخانه گیو (Gave) می‌ریخت. برنادت در طول زندگیش معجزات بسیاری از جمله شفای بیماران لاعلاج انجام داد و سرانجام در ۱۶ آوریل ۱۸۷۹ـ بهار ۱۲۵۸هجری شمسی ـ در سن ۳۵ سالگی از دنیا رفت. ۵۵ سال بعد از مرگش از طرف کلیسا به عنوان قدیس حامی بیماران، خانواده و فقرا پذیرفته شد. پس از ۱۲۷ سال ، مقامات بدن او را از كلیسایی كه وی در آنجا دفن شده بود بیرون آوردند و دیدند كه جنازه‌اش نپوسیده است و این محل امروزه زیارتگاه کاتولیک‌ها می‌باشد.

در سن چهارده سالگی برای اولین بار حالت شهود به او دست می‌دهد و طبق گفته خودش "یک خانم کوچک و جوان" را در تو رفتگی تخته سنگی می بیند. این تجربه ۱۸ بار دیگر برای او تکرار می‌شود. در دیدارهای بعدی عده‌ای از مردم هم با او می‌رفتند ولی گویا دیگران چیزی نمی دیدند. در همان مکان امروز مجسمه‌ای از مریم مقدس قرار داده شده است. آن خانم جوان از برنادت می خواهد که به مدت ۱۵ روز به همان مکان برود. برنادت هیچ گاه او را معرفی نکرد و تنها او را "خانم" صدا می‌کرد ولی مردم شهر گفتند که او مریم مقدس بوده است.در ۱۳ امین دیدار برنادت به مادرش می‌گوید که خانم به او گفته است : " برو پیش کشیش ها و بگو در اینجا کلیسای کوچکی بنا کنند. بگذار دسته‌های مردم به اینجا بیایند." برنادت به همراه دو خاله خود نزد کشیش منطقه دومینیک پیرامال Dominique Peyramale می‌رود و خواهش خود را به اطلاع او می رساند. اما کشیش که به معجزه و شهود اعتقادی نداشته می‌گوید که این خانم باید هویت خود را آشکار کند. برنادت در دیدار بعدی این را به خانم می‌گوید اما او تنها کمی خم می‌شود و لبخند می‌زند. کشیش از برنادت می خواهد که باید ثابت کنی که این خانم واقعی است و برای این کار به او بگو معجزه‌ای انجام دهد که قابل دیدن باشد. بوته گل سرخ زیر فرورفتگی داخل کوه که خانم کوچک در آنجا ظاهر می‌شد در بهمن ماه ـ اواسط فوریه ـ گل می‌دهد. در آخرین دیدار آن خانم به برنادت می‌گوید که از آب چشمه‌ای که در زیر سنگ جاری است بنوشد و از گیاهان اطراف بخورد. آنجا چشمه‌ای وجود نداشت. برنادت فکر می‌کند که شاید در زیر زمین چشمه‌ای باشد، با دستهایش خاک گل آلود را می‌کند و به آب بدمزه‌ای می‌رسد. پس از چندین بار تلاش آب تمیز تر می‌شود و از آن می نوشد و کمی هم از گیاهان اطراف می‌خورد. در حالی به میان مردم بر می‌گردد که صورتش گل آلود بود و اثری از چشمه‌ای که ادعایش را می‌کرد نبود و همین باعث دامن زدن به تهمت های مردم شد و گفتند که او دروغپرداز و فریبکار است. پس از چند روز چشمه‌ای در همان مکان جاری شد.به زودی اثرات شفا بخشی این چشمه مشخص شد. در طی ۱۴۵ سال ۶۷ شفای بدون توضیح به معنای آنکه که هیچ آزمایش علمی نتوانسته آن را توضیح دهد، ثبت شده است. آب این چشمه آزمایش شده و هیچ چیز خاصی جز مواد معدنی در آن یافت نشده است. برنادت خود معتقد بود که ایمان و دعا است که بیمار را شفا می‌دهد. او در کودکی به وبا دچار شد و بعدها از بیماری آسم رنج می‌برد. در طی یک حمله شدید آسم با نوشیدن آب چشمه بهبودی کامل پیدا کرد. اما بعدها برای شفای بیماری سل خود از این روش استفاده نکرد. تقاضای برنادت برای ساخت کلیسای کوچک در محل یاد شده باعث شد که تعداد زیادی کلیسا در شهر لوقد ساخته شود. تمام این کلیساها زیر نظر کلیسای کاتولیک روم هستند. سالانه نزدیک به ۵میلیون زائر از این شهر دیدن می‌کنند. در فرانسه تنها پاریس هتل های بیشتری از شهر لورد دارد.

در ۲۲ سپتامبر ۱۹۰۹ ـ ۱۲۸۸ ه.ش ـ ، بدن او پس از ۳۰ سال از قبر مرطوبش درآورده شد. هرچند صلیبی که در دست او بود و تسبیحش زنگ زده بودند ، اما بدنش سالم مانده بود . بدنش را شستند ، لباس مجدد بر تنش کردند و دوباره به خاک سپرده شد. بار دوم ، در ۳ آوریل ۱۹۱۹ ، بدن او مجدداً از قبر درآورده شد . باز هم بدنش سالم مانده بود . در ۱۹۲۵ ، بدن او برای بار سوم از قبر درآورده شد . نقابی مومی ( بر اساس عکسهای موجود و ظاهر صورتش) برای وی آماده شد ، زیرا کلیسا نگران بود که هر چند بدن او سالم مانده ، اما چشمان و بینی تورفته و رنگ تیره شدهٔ پوستش ، تأثیر نامناسبی بر مردم داشته باشد . بدن او اکنون در کلیسای سنت برنادت در [Nevers] محل زیارت مؤمنان کاتولیک است. بدن او ، با عمر نزدیک به ۱۳۰ سال ، هنوز دست نخورده است

 

 


[ ]
+
شرم نامه
یک جوان بیست و چهار ساله نیز پس از کشته شدن جوانان دیگری که در
درگیری‌های پس از انتخابات دستگیر شده بودند، در زندان اوین کشته شد.

 

 

 

 به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل ازخبرگزاری هرانا، طی نامه‌یی که از جانب پدر امیر جوادی لنگرودی به خبرگزاری ارسال شد، امیر جوادی لنگرودی که در اعتراض‌های ۱۸ تیرماه بازداشت شده بود، درگذشت. متن نامه‌ی مهندس علی جوادی لنگرودی بدین شرح است:
با سلام
«حال كه اين نامه را ارسال مي‌كنم از اوين زنگ زدند و گفتند بيا جنازه‌ی پسر وجگر گوشه‌‌ات را از پزشكي قانوني تحويل بگير. لازم است بگويم پسرم در تاريخ ۱۸ تیر ماه در محدوده‌ی امیرآباد توسط لباس شخصي‌ها مصدوم و در بيمارستان بستري بود اما پس از بهبودي به زندان اوين برده شد و حالا جنازه‌ی پسر ۲۴ ساله‌ام را تحويلم می‌دهند.
پسرم بنام اميرجوادي لنگرودي پسري بود به دور از جريانات سياسي و فقط عاشق وطن بود همين و بس پسري مودب و سر به زير كه به تازه‌گي مادرش را از دست داده بود و عزادار مادرش بود. حال من تنها بايد براي‌اش عزا بگيرم و مادري نيست تا برايش گريه كند.»
مهندس علي جوادي لنگرودي

[ ]
+
نوشته شده.....
در سر قبر یک کشیش نوشته بود:

وقتی بچه بودم می خواستم دنیا رو تغییر دهم

وقتی جوان تر شدم دیدم دنیا بزرگ است گفتم کشورم را تغییر می دهم

وقتی پیر شدم دیدم کشور خیلی بزرگه گفتم خانواده ام را تغییر میدهم

حالا می فهمم که اگه از همان بچگی خودم رو تغییر داده بودم الآن دنیا رو تغییر داده بودم


[ ]
+
آخرالزمان
باسلام

ببخشید که یک مدت طولانی نبودم این هم بخاطر مسائل امنیتی بود.

امروز می خواهیم در مورد آخرالزمان صحبت کنیم.همانطور که بیشتر ما می دانیم اکنون آخرالزمان است زیرا بیشتر پیشگوئی های کتاب مقدس تحقق یافته است و ما می خواهیم در مورد این پیشگویی ها صحبت کنیم.در یوحنا16-2تا3خداوند می فرماید:شما ها را از کنیسه ها بیرون خواهند کرد و در حقیقت زمانی می آید که هر که شما را بکشد گمان می کند که با این کار به خدا خدمت می نماید.این کارها را با شما خواهند کرد ،زیرا نه پدر را می شناسد نه مرا. در این آیات میبینیم که خداوند یکی از نشانه های آخرالزمان را می گوید همین نشانه که اکنون در ایران بطور بسیار زیاد مورد اجرا قرار گرفته است به ایمانداران نشان می دهد که آمدن خداوند نزدیک است.وهمچنین در متی24-9میخوانیم که خداوند می فرماید:در آن وقت شما را برای شکنجه و کشتن تسلیم خواهند نمودوتمام جهانیان به خاطر ایمانی که به من دارید از شما متنفر خواهند بود.با توجه به این آیات و عملکرد بیشتر جهانیان به انسان ها ایمان دار در می یابیم که خداوند ما خداوند حقیقت است و کلامش برای زمان کوتاهی نبوده است،ما باید در این دوران که می دانیم زمان زیادی دیگر نمانده بیشتر خدمت خدا را انجام دهیم و پیغام خوش انجیل را به تمام کسانی که می توانیم برسانیم و با خداوند در پادشاهی که از ازل برای ما ساخته شریک شویم.اگر اکنون کسی شما را بخاطر ایمان به مسیح اذیت و مسخره می کند ناراحت نشوید زیرا خداوند فرمود باید این کارها بشود.خداوند می فرمود بسیاری ایمان خود را از دست خواهند داد و دیگر از مسیح پیروی نخواهند کرد دعا کنیم که ما از آن دسته انسانها نباشیم و هر روز ایمان خود را تقویت کنیم و به کلام او اطمینان کنیم و روی کلام بایستیم.این زمان زمان حساسی است و باید بیشتر دقت کنیم.به امید روزی که با مسیح به سوی ابدیت برویم                       "آمین"


[ ]
+
ویژگی های ایمانداران حقیقی

ویژگی های ایمانداران حقیقی به مسیح و کسانی که مسیح را به طور حقیقی خدمت می کنند بسیار زیاد است ولی ما فقط به چند مورد از آن اشاره می کنیم.شاگردان حقیقی مسیح در روز قیامت بسیار فرق با شاگردانی که فکر می کنند شاگردان مسیح هستند دارند،اگر به انجیل متی7ـ22و23مراجعه کنیم اینطور می خوانیم که در روز قیامت عدهای نزد عیسی می آیند و می گویند:"خداوندا،خداوندا،آیا به نام تو نبوت نکردیم؟ آیا به ذکر نام تو دیوها را بیرون نکردیم؟وبه نام تو معجزات نکردیم؟آنگاه به آنان خواهم گفت:من هرگز شما را نشناختم،از من دور شوید،ای بدکاران"اگر در این آیات دقت کنیم می فهمیم که کسانی که نزد مسیح می آیند باحالتی طلبکارانه ومغرور به سمت او می آیند و طوری با مسیح صحبت می کنند که گویی مسیح به آنها بدهکار است.حال اگر انجیل متی25ـ31تا40 را بخوانیم میبینیم که عیسی کسانی را به پادشاهی خدا می خواهد که به نظر خود هیچ کاری انجام ندادند.وباحالت روحانی و فروتنانه به مسیح می گویند:ما اصلاً کاری انجام ندادیم بلکه به وظیفه ی خود عمل کردیم.اگر حالات این دو گروه را در نظر بگیریم در مییابیم که هیچگاه شاگردان مسیح مغرور نیستند و در مقابل کاری که انجام می دهند چیزی از خداوند نمی خواهند اما کسانی که شاگرد مسیح نیستند خود را مغرور و حالتی بر خود دارند که فکر میکنند از بقیه مردم بالاتر هستند و در مقابل کاری که انجام می دهند چیزی از خداوند می خواهند.یکی دیگر از ویژگی های شاگرد مسیح این است که خود را می آزماید،به طوری که در دوم قرنتیان13ـ5 می خوانیم که خود را بیازمایید تا بفهمید که شاگرد مسیح هستید یا نه. ویژگی دیگر شاگرد مسیح این است که مانند برگزیدگان و دعوت شدگان خدا زندگی می کند همانطور که در اول پطرس1ـ10 می خوانیم.شاگرد مسیح ویژگی دیگری دارد آنهم اینکه به خوبی زندگی می کند تا همه از اعمال او به مسیح ایمان بیاورند و مسیح را بشناشند همانطور که خداوند در لوقا6-44فرموده است هر درخت از میوه اش شناخته می شود.ویژگی دیگر شاگرد مسیح این است که برادر و تمام افراد را دوست دارد همانگونه که در اول یوحنا2ـ10میخوانیم:هرکه برادر یا خواهر خور را دوست بدارد در نور زندگی میکند و باعث لغزش خود و دیگران نمی شود.شاگرد مسیح هیچگاه نمی گوید که من خدا را انتخاب کرده ام بلکه می گوید خدا مرا نجات داده است،همانگونه که در افسسیان 2ـ8 میخوانیم.شاگرد میح ویژگیهای دیگری دارد که چند مورد از آنها در یعقوب2ـ14،یعقوب2ـ19واول یوحنا2ـ4 نوشته است.به امید روزی که همه به مسیح ایمان حقیقی دشته باشند

                                                                 آمین


[ ]
+
محبت

محبت  یک کلمه ای است که بار ها شنیده ایم  و بعضی اوقات آن را در وجود خود یا دیگران حس می کنیم.

محبت معنی های زیادی دارد که چندی از این معنی ها  دوست داشتن،عشق،مهر،دلداری و... است.ولی ما باید بدانیم محبت از نظر کتاب مقدس چیست.در اول یوحنا 4ـ8 می خوانیم که کسیکه محبت ندارد از خدا کاملاً بی خبر است زیرا خدا محبت است از این آیه می فهمیم که یکی از ذات های خدا محبت است و انسان نیز اگر می خواهد خود را شبیه خدا کند با ید محبت داشته باشد ولی باید بدانیم که هیچ کس نمی تواند مانند خدا و عیسی مسیح محبت داشته باشد زیرا همه گناه کارند و از جلال خدا کاملاً بی خبرند.خدا محبت خود را همان گونه که در یوحنا3ـ16 می خوانیم با فدا کردن پسر خود عیسی مسیح به ما نشان داد تا همه انسان ها از محبت او الگو بگیرند.نکته دیگر این است که تنها کسی که خود را به خاطر دشمنانش کشت مسیح بود.هیچ کسی نیست که در طول تاریخ خود را بخاطر دشمنانش بکشد،مسلمانان هم که آنقدر دین خود را دین محبت می دانند  پیامبرشان دشمنان خود را می کشت و به پیروان خود نیز گفت که دشمنان خود را بکشند.اما مسیح خود را که نور بود بخاطر انسان که تاریکی بود کشت و به پیروان خود نیز گفت یکدیگر را محبت کنند.در افسسیان5ـ1 می خوانیم که از روی محبت زندگی کنید و  از محبتی که مسیح با قربا نی کردن خویش در راه ما نشان داد،پیروی کنید،این آیه نیز محبت میسح را به ما نشان می دهد و به ما می گوید که از روی محبت زندگی کنیم تا زندگی ما سر شار از برکات خدا باشد.بیشتر انسان ها فکر می کنند که خدا خوبی ها و برکات را بخاطر کار هایشان به آنها می دهد ولی همان طور که در کتاب اشعیای نبی گفته شده است ما بر اساس رفتار خود نتیجه نمی گیریم بلکه خدا بخاطر ذات خودش که محبت است به ما برکت می دهد.حالا باید بفهمیم که محبت از نظر کتاب مقدس چه ویژگی هایی دارد،در اول قرنتیان13ـاتا3 می بینیم اگر کسی همه چیز داشته باشد ولی محبت نداشته باشد هیچ چیز عاید آن نخواهد شد.در آیات4تا7 میخوانیم:محبت بردبار و مهربان است و در محبت هیچ گونه حسادت و خود بینی و تکبر نیست.محبت رفتار ناشایست ندارد ،خود خواه نیست،خشمگین نمی شود و کینه به دل نمی گیرد.محبت از ناراستی خوشحال نمی شود ولی از راستی شادمان می گردد.محبت در همه حال صبر می کند و در هر حال خوش باور و امیدوار است و هر باری را تحمل می کند.از این آیات ویژگی های محبت را می فهمیم و در مییابیم که اگر کسی می خواهد محبت داشته باشد باید چه ویژگی هایی داشته باشد.در آیه 13 نیز می فهمیم که محبت چه نعمت بزرگی است که خدا به ما ایمانداران داده است.به امید روزی که تمام ایمانداران محبت خدا را درک کرده و با آن زندگی کنند.روح خداوندمان با شما باشد                                    "آمین"  


[ ]
+
کلام خداوند

کلام خداوند بسیار عظیم و پرقدرت است.خداوند و کلامش یکی است و خداوند نمی تواند بر ضد کلامی که گفته است عمل کند چون همه ی انسان ها می دانند که خداوند دروغگو نیست و در ذات او دروغ وجود ندارد.وقتی خداوند یک وعده ای می دهد حتما همان می شود.در انجیل یوحنا 1ـ1 می خوانیم که:«از ازل کلمه بود کلمه با خدا بود و کلمه خود خدا بود» در این قسمت منظور از کلمه بود یعنی خداوند وکلمه خود خدا بود یعنی خدا با کلمه اش یکی است و هیچ نوع تضادی بین خداوند و کلمه اش نیست و خداوند هر چه می گوید همان گونه است.کلام خداوند قدرت عظیمی دارد که غیر قابل تو صیف است.در مزامیر107ـ20 میبینیم که خداوند کلامش را فرستاد و آنها را شفا داد.عزیزان خداوند با یک کلمه اش بسیاری از انسانها را شفا داد فقط با یک کلمه ی که بر آنها فرستاد.این قدرت کلام خداوند است.که می تواند بسیاری را شفا دهد.در عبرانیان 4ـ12 این طور می خوانیم که:«کلام خدا زنده و فعال واز تمام شمشیر های دو دم تیز تر است و تا اعماق روح و نفس و مفاصل و مغز استخوان نفوذ می کند ونیات و اغراض دل انسان را آشکار می سازد» این یکی دیگر از قدرت های کلام خدا است که زنده و فعال است و برای تمام ملت ها و تمام دوران است،چه 100 سال پیش،چه الآن و چه 100 سال آینده ،تمام قوانین آن برای تمام دوران هاست.مانند دادن ده یک ها که بعضی ها می گویند مال قدیم است نه مال الآن.

قدرتهای دیگری که ما در کلام خدا داریم این است که اگر ما در کلام او بمانیم یعنی کلام او را اجرا کنیم می توانیم بوسیله دعا احتیاجات خود را برطرف کنیم و این یکی دیگر از قدرتهای کلام خداست.در انجیل یوحنا 15ـ7 می خوانیم که خداوند می فرماید:«اگر در من بمانید و کلمات من در شما بماند.بطلبید که حاجت شما بر آورده خواهد شد».

عزیزان قدرت ها کلام خدا بسیار زیاد است که من فقط به تعدادی از آن اشاره کرده ام.دوستان بیاید سعی کنیم مانند مسیح باشیم و او را همیاری کنیم همان گونه که در افسسیان5ـ1 میخوانیم که کوشش کنید مانند فرزندان خدا باشید.عزیزان با خواندن کلام و تعمق در آن نگذارید خداوند از شما دور شود و شیطان جای او را بگیرد.درمتی12ـ33 می خوانیم که اگر میوه خوب می خواهید باید درخت شما خوب باشد.مهم اگر یک بنده خوب و با ایما ن اگر بخواهیم باشیم باید اعمال خود را خوب کنیم.یک درخت را از میوه اش می شناسند اگر میوه خوب باشد می گویند درختش خوب بوده است،همین طور اگر ما خوب باشیم می گویند خداوند او خوب است همانطور که در یوحنا15ـ8 می خوانیم که:«جلال پدر من در این است که شما میوه ی فراوان بیاورید.»دعای من این است که هر روز به مسیح شبیه تر بشویم،در نام عیسی مسیح                                                      "آمین"


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس